خیس باران بودم
مست بوی نم خاک
بوی سبزه و گل مرا هوایی کرده بود
در باغ می گشتم
به سپیدار به سرو دست دادم
گل سرخ را بوییدم
آدرسش را پرسیدم
من نمیدیدم که:
عنکبوتی سر راهم سبز شد
چه سیاه بود تاری تنید
نه چندان سخت
بالهایم نازک بود
و من خود را در آن پیچیدم
سالهاست گرفتار آن تارم
دیگر امیدی نیست
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)